مجله الکترونیکی "سلامت سبز" افتخار دارد در جامعه ایرانی زمینه برخورداری مخاطبان را با مهمترین مسائل سلامت در حوزه طب سنتی ایرانی در پیوند با پزشکی مدرن پیش روی قرار دهد. باور گردانندگان "سلامت سبز" بر این بنیاد اساسی استوار است که پیشگیری مهمتر از درمان است و در این مسیر آموزش و آگاهی گام اصلی دستیابی به پیشگیری و سلامت است. بنابر تعریف سازمان بهداشت جهانی، منظور از سلامت تنها نبود بیماری نیست بلکه تندرستی، نداشتن هیچگونه مشکل روانی، اجتماعی، اقتصادی و سلامت جسمانی برای هر فرد جامعه است. از این منظر مجله الکترونیکی "سلامت سبز" می‌کوشد تا با بهره‌گیری از منابع متقن در طب سنتی و مدرن هر دو جنبه سلامت را با ارائه مطالب و محتوای مناسب پوشش دهد و صمیمانه در این مسیر با مخاطبان خود تعامل برقرار سازد.

هفت قلم آرایش در گذر تاریخ

هفت قلم آرایش در گذر تاریخ

 

در قدیم  آرایش هفت نوع (هفت قلم) بود:

سرخاب ( برای خوش رنگ کردن گونه ها و لب ها ( به جای ماتیک)

سفیدآب ( برای آرایش پوست صورت و بدن ( بجای پودر )

سرمه (برای کشیدن به چشم ( بجای همین ریمل )

حنا ( برای رنگ کردن مو و ناخن ها ( بجای رنگ موها و لاک ناخن )

وسمه ( برای پرپشت تر نشان دادن ابروها و گاهی برای قرینه ساختن چشم ها به کار می رفت،ماده ای سیاه رنگ برای آرایش و پیوست دادن ابرو)

زرک ( زرگ”گرد طلایی رنگی بود که به صورت با مو می مالیدند)

خال (برای زیبا کردن صورت و قرار دادن کنار لب تا به خال لب گرفتار شوند ! )

امروز صد  قلم ارایش داریم و همه شیمیایی، هفت قلم آرایش در هفت اقلیم

همچنین صورت های کشف شده در هفت تپه خوزستان نشان می دهد زنان در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد، لب ها و گونه ها را قرمز کرده و چشم ها را با آرایش، درشت جلوه می دادند. یونانیان هم در آثار خود، آرایش کردن هخامنشیان را بسیار ستایش کرده اند.نه تنها شما بلکه همه انسان ها دوست دارند مورد تمجید و تایید دیگران قرار گیرند؛ این مساله کاملا طبیعی و امری فطری است که علوم اجتماعی هم بر آن مهر تایید زده است، اما انسان ها برای مورد تایید واقع شدن، به روش های مختلفی تمسک می جویند، یکی در دانش غور می کند و دیگری قهرمانی در ورزش را برمی گزیند. با این همه بیشتر افراد در یک روش مشترک هستند و آن اظهار جلوه ای مطلوب در چشم دیگران است؛ چیزی که در اصطلاح امروزی به آن «آرایش» می گویند. موضوع آراستگی انسان ها قدمتی بس طولانی دارد و در این زمینه می توان شواهد تاریخی بسیاری را ذکر کرد، به طور مثال «کلئوپاترا» ملکه مصر قدیم، با استفاده از مواد آرایشی، از زیبایی به مثابه یک قدرت جادویی بهره می گرفت.

با گذشت هزاران سال و بعد از اسلام آوردن ایرانیان، اکنون هم ایرانی مسلمان پیش از رفتن به پیشگاه خالق، خود را آراسته و معطر می کند. آرایش به منظور زیبا جلوه کردن در میان همه ملل به روش های مختلف مشاهده می شود   آمده ام وسمه کنم، نیامدم وصله کنم شاید امروز از عبارت «هفت قلم آرایش» به صورت طنز استفاده شود، اما هفت قلم آرایش ریشه ای تاریخی دارد که در قدیم به آن «هفت وند» هم می گفتند. «سرمه»، «نگار» یا همان حنا، «قاضه» که به سرخاب یا سرخی هم معروف است، «سفیدآب»، «وسمه» برای پر پشت کردن ابروها، «زرک» که گرد طلایی رنگی است و به مو و صورت می مالند، اما هر کسی جرات آراستن و به اصطلاح هفت قلم آرایش کردن را نداشت؛ چون در فرهنگ دینی و عرفی ایرانیان مسلمان، این گونه آرایش کردن زشت و نکوهیده بود جز برای زنان متاهل. هرچند مطلوب بودن یا نبودن نوع آرایش بسته به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز متفاوت است، به گفته یک جامعه شناس، آرایش کرده های خراسانی به نوعی نشان دهنده پایگاه اجتماعی است، یعنی دختری که ابرو های خود را برمی داشت، به این معنی بود که او ازدواج کرده است که البته این موضوع بعدها عمومیت بیشتری در میان اقوام ایرانی یافت و پیراستن صورت و ابروها به مشخصه ای برای تشخیص دختران مجرد از متاهل تبدیل شد. در دیگر کشورها نیز وضعیت مشابهی وجود دارد، مثلادر هند پوشاندن یا نپوشاندن ناف، نشان دهنده متاهل بودن یا تجرد دختران است. زیبایی بسته به نوع فرهنگ، ملیت و مذهب متفاوت است؛ به عبارتی، مردما ن هر حوزه و تمدنی از نوعی خاص برای آرایش خود بهره می گیرند تا جلوه ای درخشان از سیمای خود نشان دهند.

آرایش در جاده تاریخ نحوه آرایش از روزگاران قدیم تا به امروز دستخوش تغییر و تحول بسیار بوده که این تغییر هم در نحوه آرایش و هم در نوع وسایل کاربردی آرایش مشهود است. اگر در عهد کهن مصریان برای نرم و شفاف ساختن پوست خود با آب معطر استحمام می کردند، امروز این مساله به وسیله چند کرم انجام می شود.

بد نیست مروری بر تاریخ آرایش بین ملل جهان داشته باشیم. برخی ملت های عهد قدیم موها و ناخن های خود را با رنگ های رایج که بیشتر از ریشه درختان و انواع گیاهان و مواد معدنی تهیه می شد، رنگ آمیزی می کردند. جالب این که خالکوبی نیز در مقاطع مختلف تاریخی وجود داشته است. یونانی ها هم که همواره تاریخ آنها با فلسفه پیوند خورده است، از سال ۴۶۰ میلادی با اشتیاق کار ساختن موارد آرایش و ابداع عطر را آغاز کردند تا در آرایش از دیگران باز نمانند. زنان این کشور علاقه ای عجیب به رنگ قرمز روشن داشتند. این در حالی است که کمی آن سوتر رنگ سفید مورد توجه زنان رومی بود.

ماسک های صورت نیز که این روزها در بسیاری از آرایشگاه ها برای شفافیت و لطافت پوست انجام می شود، ریشه ای در دل تاریخ دارد، زنان رومی با مخلوط کردن ذرت، شیر و آرد ماسک های مورد نیاز برای صورت خود را تهیه می کردند. عجیب این که آنها در دوره ای از فضله کروکودیل نیز نمی گذشتند و برای تهیه یک نوع ماسک که شهرت زیادی داشت، بهره می گرفتند!

آرایش در میان برخی ملل آسیایی یک هنر بود. ازجمله در کشور ژاپن که آرایش خیره کننده «گیشاها» در این کشور نمونه ای از این هنر محسوب می شد.

استفاده از تنوع رنگی که از گیاهان گرفته می شد نیز به عنوان یک انقلاب در تاریخ آرایش، به نام آفریقاییان ثبت شده است. در حفاری هایی هم که در اغلب نقاط ایران به عمل آمده است، باستان شناسان به وسایل مختلف آرایشگری برخورد کرده اند که نشان می دهد زنان ایرانی در طول تاریخ به موضوع آرایش و زیبایی توجه داشته اند، اغلب این وسایل را که در حفاری ها کشف شده است، آینه ها، شانه ها، موچین ها، سرمه دان ها، عطردان ها و گاهی تیغ های ریش تراشی تشکیل می دهد.    با نزدیک شدن به دوران معاصر بویژه در قرن های اخیر، استفاده از نوع مواد و وسایل آرایشی دچار تحولات زیادی شد. به طور مثال کارشناسان از تراشیدن ابروها به عنوان یکی از غیرعادی ترین مدها در دوران معاصر یاد می کنند. مردم چند قرن پیش بر این باور بودند که ابروی تراشیده چهره بسیار باهوش و متفکری به زن می دهد!    آرایش در دوره ای هم رکود را تجربه کرد. در دوره ویکتوریا، ملکه انگلیس، آرایش کردن صورت جذابیت خود را از دست داد. زنان بسیار ساده و بدون رنگ و لعاب بودند و معروف است که زنان گونه های خود را با نیشگون گرفتن و لب هایشان را با گاز گرفتن سرخ می کردند تا شاید زیبایی صورتشان را طبیعی جلوه دهند، اما این رکود دیری نپایید؛ با به عرصه آمدن کارخانه های لوازم آرایشی در قرن بیستم، زنان و مردان تاب از کف دادند و هر روز پیرو مد و مکتبی در آرایش و پیرایش شدند. جایگاه آرایش در میان ایرانی ها    برای پی بردن به میزان علاقه و اشتیاق ایرانیان به استفاده از وسایل آرایش، کافی است بدانید که ایران هفتمین کشور پر مصرف مواد آرایشی در جهان است و ۳۰ درصد مواد آرایشی منطقه خاورمیانه را استفاده می کند. اصلافکرش را هم نکنید که مصرف این حجم بالااز مواد آرایشی را باید به پای خانم ها نوشت؛ چون علاقه آقایان به مواد آرایشی بویژه در سال های اخیر روند رو به رشدی داشته است. برخی از مواد مانند شامپو، کرم های مرطوب کننده و ضد آفتاب، ضد عرق و اسپری های بدن میان زنان و مردان مشترک است.

مجید ابهری، پژوهشگر علوم رفتاری در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده که مردان ایرانی، مصرف کننده ۱۲ درصد لوازم آرایشی زنانه هستند. این مورد از آنجا اهمیت می یابد که گاهی نوع آرایش در تقابل با فرهنگ حاکم در جامعه قرار می گیرد.اما این تقابل را به گونه ای دیگر می توان تفسیر کرد. بنا به گفته دکتر محمود اکرامی ـ جامعه شناس ـ آرایش امری «اعتباری» است نه «مطلق». از این روی باید آن را جزو تغییرات فرهنگی به شمار آورد.    وی با توضیح این که هنجارها در هر جامعه ای شامل سه منشاء «عرف»، «قانون» و «شرع» است، می گوید: «آرایش متفاوت، تنها خلاف عرف است. از این روی چون عرف مساله ای اعتباری است، بنابراین متناسب با شرایط اجتماعی تغییر می کند. در حقیقت کنترل و نظارت اجتماعی بر آن عرفی است». وی بر این باور است که عرف در زمان «تغییر» می کند. این مدرس دانشگاه می گوید: «بر اساس نظریه تغییر فرهنگی، یک ویژگی فرهنگ این است که فرهنگ، ثابت اما متغیر است. ما به دلیل کندی تغییرات فرهنگی، آن را امری ثابت می پنداریم؛ در حالی که می توان بخوبی شاهد تغییرات محسوس فرهنگی در یک بازه زمانی ۵۰ ساله بود». علاوه بر این، با توجه به تنوع قومی و وجود خرده فرهنگ ها در ایران، نوع آرایش در میان آنها جلوه های مختلفی دارد؛ «محل سکونت» و «نحوه معیشت» دو عامل اساسی در نوع آرایش است که مولف کتاب «مردم شناسی ارتباطات خودمانی»، به آنها اشاره می کند. اکرامی در این باره به تفاوت آرایش میان زنان بلوچ با زنان کرد اورامی اشاره می کند و حتی روی این مساله تاکید می کند که در میان کردهای کردستان با کردهای سایر نقاط ایران می توان این تفاوت ها را مشاهده کرد. به باور او، این تفاوت ها در نوع «پوشش»، «آرایش» و «رنگ» خود را نشان می دهند و فرد با نوع آرایشی که انجام می دهد با دیگران به صورت غیرکلامی ارتباط برقرار می کند.

باید به این نکته هم دقت کرد که آرایش بسته به نوع مراسم تغییر می کند. وی در این زمینه به نظریه «مناسک گذر» که «وان ژنپ» مردم شناس فرانسوی، آن را ارائه داده است، اشاره می کند: «الحاق»، «انتقال» و «جدایی» که مناسک گذر را تشکیل می دهند، هر کدام آیینی مخصوص به خود دارد.در غزلیات ادبیات فارسی اگر چه معشوق اکثراً زن و حتی انسان نبوده (مثلاً غزلیات عرفانی) اما به کرات از نام لوازم آرایش مرسوم زمان استفاده شده است.

چنان‌که هفت قلم آرایش به نام‌های زیر معروف بوده است.

سرمه برای چشم، وسمه برای ابرو ، سفیداب برای پوست صورت، غازه یا سرخاب برای لب و گونه، نگار برای دست، غالیه برای موی سر و زرک برای پلک و روی موی سر.

معروف‌ترین شعری که در آن دو ماده‌ی آرایشی را در یک بیت آمده است این شعر حافظ است

گر غالیه خوشبو شد در گیسوی او پیچیدور وسمه کمان‌کش گشت در ابروی او پیوست

شاعران معاصر در غزلیات خود معمولاً برای اشاره به زیبایی معشوق از اصطلاحات آرایشی قدیمی استفاده می‌کنند که اغلب منسوخ شده است.

من در این غزل سعی کرده‌ام از نام‌های لوازم آرایشی جدید استفاده کنم که این الزام به رعایت موردی خاص در شعر را در اصطلاح صنایع بدیع ادبی لُزوم مالایَلزَم یا اِعنات می‌گویند. شاید هم بتوان آن را مراعات نظیر نامید. امیدوارم با سرودن این غزل به ترویج بدحجابی یا تبلیغ لوازم آرایشی متهم نشوم.

این غزل استقبالی است از غزل معروف یغمای جندقی به این مطلع

بهار ار باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم    ز ساغر گر دماغی تر نمی‌کردم چه می‌کردم

هفت قلمبه عشقت روزگارم سر نمی‌کردم چه می‌کردم    به یادت باده در ساغر نمی‌کردم چه می‌کردم

چو دیدم نقش سایه زیر آن محراب ابرویت    بر آن رخ سجده‌ای دیگر نمی‌کردم چه می‌کردم

به ریمل آب دادی خنجر مژگان به قتل من    سپر این دل به آن خنجر نمی‌کردم چه می‌کردم

طلایی کرده‌ای گیسو و من زین رشته‌های زر    به پای دل اگر زیور نمی‌کردم چه می‌کردم

به رژ آلوده‌ای لب را و خونین شد دلم، آری    دلم یکرنگ با دلبر نمی‌کردم چه می‌کردم

کشیدی خط چشم دلفریبی و اگر از آن    هزاران مشق در دفتر نمی‌کردم چه می‌کردم

به لاک ناخنت چون نقش کردی خون مشتاقان    تو را سنگین دلی باور نمی‌کردم چه می‌کردم

نسیم عطر تو غمها و رنجم را ز یادم برد    به آن گر خستگی‌ها در نمی‌کردم چه می‌کردم

ریاکاری به مجلس آمد و گفتم بپوشان رخ    به ظاهر نهی از منکر نمی‌کردم چه می‌کردم

غزل پایان برم رندانه با این بیت از یغما    چنین حسن ختامی گر نمی‌کردم چه می‌کردم

«ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی    مدارا گر به این کافر نمی‌کردم چه می‌کردم»

7 نظرات
  1. 351580157516041576 می گوید

    Great web site. A lot of helpful info here. I’m sending it to a few pals ans also sharing in delicious. And certainly, thank you on your effort!

    1. mehdi shahidi می گوید

      Thanks. We can contact you via email

  2. 3510911110710499104101 می گوید

    Wow, awesome blog format! How lengthy have you ever been running a blog for? you make blogging look easy. The entire glance of your site is wonderful, as smartly as the content!

  3. 351605160815861740170532 می گوید

    Excellent blog here! Also your site so much up fast! What web host are you the use of? Can I get your affiliate hyperlink to your host? I want my site loaded up as fast as yours lol

    1. mehdi shahidi می گوید

      We use WordPress for the Green Health site.

  4. 35170516041740166232 می گوید

    Normally I don’t read article on blogs, but I would like to say that this write-up very compelled me to take a look at and do so! Your writing taste has been amazed me. Thank you, quite great post.

  5. 158315751606158715781606174016071575 می گوید

    Thanks for some other wonderful post. Where else may just anybody get that type of info in such a perfect method of writing? I’ve a presentation subsequent week, and I am on the look for such info.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.